(رها(باران
باران كه ميبارد تو ميآيي
هر شب ميان مقبرهها راه میروم شايد هوای زيستنم را عوض كنم دیگر ردپایت را دنبال نخواهم کرد. هیچگاه؛ برای هیچلحظهای. نمیدانم چرا تو هم آنطور شدی که نباید میشدی. دل مرا ببخش که تو را هم در آنجا برد؛ دست خودش نیست؛ تقصیر توست. در هر صورت چارهای نبود. خدانگهدارت مرد آن است كه از نسل سياوش باشد عاشقی شيوه ی رنـــدان بلاكش باشد ... ... با دلی پر شده از زخــم نمك میخورديم دوش وقت سحر از غصه ترك میخورديم ... ... چارهای نيست گلم، قسمت من هم اين است دل به هر سرو قـــــــدی میسپرم؛ میسوزد ... ... الــــــغرض، از غم دنيا گلهای نيست عزيز گلهای هست اگر، حوصلهای نيست عزيز ....................... .......................

| Design By : Night Skin |


